اي برادر يا ابا الفضل تشنه کامم اي سقّا
اي برادر يا ابا الفضل تشنه کامم اي سقّا
خيز از جا اي برادر اي علمدار لشکر
بي تو همدم با فغان وآهم اي جان خواهر
دستهايت اي برادر هر دو از پيکر افتاد
تيغ خونبارت زدست وتاج تو از سر افتاد
پشتم داغت شکستي کرده ام قطع اميد
غرقه در خون همچو ماهي از چه اي نور توحيد
اي برادر رفتي واز قتل تو پشتم بشکست
از فراق وهجر رويت ريشته ي عمرم بشکست
اي برادر اهل بيتم منتظر از بهر آب
جملگي در اضطراب ورفته از کف صبر وتاب
السلام عليک يا ابا عبدالله
السلام عليک يا ابا عبدالله
السلام عليک يا ابا عبدالله
سبط خير الورى يا حسين يا حسين
شمع بزم ولا يا حسين يا حسين
خون پاک خدا يا حسين يا حسين
دٌرّ بحر سما يا ابا عبدالله
جان بقربان تو اي عزيز بتول
از تو شد جاودان دين پاک رسول
عالمي از غمت گشته زار وملول
با کام تشنه ات يا ابا عبدالله
چون بآب فرات لشکر حق رسيد
در گلستان دين نورشادي دميد
پر ثمر شد زنو نخل باغ اميد
شد جهان روشن از جلوه ي ثار الله
مکتب کربلا درس سازندگي است
درس حريّت ودرس آزادگي است
خادمي درش بهترين زندگي است
تربتش مسلخ عشق انصار الله
اذن میدان من ده یا حسین ای عمو جان
ای شه تشنه کامان کن نگاهی بحالم
خواهم اندر رکابت تشنه لب جان سپارم
کن حلالم عمو جان ونما شادمانم
سر وجانها بقربان تو ای نور یزدان
تو بحق حامیّ وقافله سالار دینی
سپه عاشقان را غمگار ومعینی
افتخار ووصیّ خاتم المرسلینی
حجت الله خلاقی ودریای ایمان
ندلم از غصه در دامت ودر این دار فانی
بعد مرگ عزیزان سیرم از زندگانی
ای که نور وچراغ ره صاحب دلانی
ای عمو وعده ی ما جایگاه شهیدان
دل زارم مرنجان من محزون یتیمم
بلبم آمده جان وزغم دل دو نیمم
خواهشم را پذیرای سرور نازنینم
نتوان دل بریدن ز توای مهر رخشان
راه من از کثرت دشمن ز هر سو بسته بود
راه من از کثرت دشمن ز هر سو بسته بود
داغها پی در پی وغمها به هم پیوسته بود
بسکه میدان درون خیمه آوردم شهید
بود سر تا پای من خونین وزینب خسته بود
هر شهیدی شاهکاری داشت در اینجا ولی
کارهایت ای ای برادر جان همه برجسته بود
تا به سوی خیمه برگردی مگر با مشگ آب
جام در دستش رقیه منتظر بنشسته بود
من تک وتنها گشودم راه قربانگاه تو
گر چه دشمن هرزمان در هر طرف یکدسته بود
بر زمین افتاده دیدم پیکرت را غرقه خون
مشگ خالی ودو دست وپرچمی بشکسته بود
پشت من از داغ جانسوزت برادر جان شکست
چونکه رکن نهضتم بر همتت وابسته بود
چونکه کوشیدم که دربرگیرمت ممکن نشد
بسکه دشمن جمله اعضایت زهم بشکسته بود
خواستم شاید ببندم چشمهایت را اخا
لیک پیش از من عدو با تیر چشمت بسته بود
ای شهید کربلایم السلام
سر جدا پیکر جدایم السلام ای شهید کربلایم السلام
السلام ای رهبر آزادگان السلام ای سرور جان بر کفان
السلام ای سمبل خون وقیام زینب آمد ای برادر السلام
ای شهید کربلایم السلام
کربلا دانی برادر مرده ام کربلا دانی که سیلی خورده ام
کربلا دانی که زندانی شدم کربلا دیدی که مهمانی شدم
کربلا داغ برادر بر دلم ساربان آهسته ران این محملم
کربلا دیدی حسینم کشته شد نوجوانانش بخون آغشته شد
کربلا ماه بنی هاشم چه شد یادگار مجتبی قاسم چه شد
خامس آل عبایم السلام
کربلا بین شور وشینم را آمدم ای شهید کربلایم السلام
آمدم بهرت عزاداری کنم بر جوانان گریه وزاری کنم
ای برادر کو سرت کو پیکرت ای برادر کو علی اکبرت
ای برادر شهید کربلا ای بخون آغشته دشت بلا
جایمان خالی نبودیم کربلا تا بیبینیم خواهر خون خدا
یک طرف قبر علی اکبرش یکطرف صد پاره عون وجعفرش
یکطرف عباس نور دیده اش یکطرف سرو بخون غلتیده اش
ناله ی طفلان بابا مرده بین صورت نیلی سیلی خورده بین
آی اشک غم جاری در آن دشت قیام سرور آزادگان بر تو سلام
کربلا شد کشور الگوی ما
عاشقم بر کربلایت یا حسین میدهم جان را براهت یا حسین
ای شهیدان بخون غلطان سلام رهروان رهبر خوبان سلام
ای شهید کربلایم السلام
شیعیان امشب عزای ما بود بهر علی
شیعیان امشب عزای ما بود بهر علی
چون نماز آخرینش را بپا دارد علی
(صبحدم) آمد به مسجد پیشوای عالمین
بر قیام ایستاده در محراب طاعت شاه دین
لب گشود اوّل بنام کردگار عالمین
صوت الله اکبرش انداخت بر مسجد طنین
گفت خلاق عظیم تنها تو را دانم یقین
بر تمام کائنات قدرت ترا داند علی
من شهادت میدهم غیر از تو ای رب جهان
نیست خدا تنها توئی ای ذوالجلال لا مکان
من ثنا خوان تو ام از خالق کون ومکان
هم در این دار فنا هم در قیامت حمکران
خاتمه داد بر اذانش صاحب فضل سلیم
وارد احرام شد آن صاحب فضل عظیم
گفت از من دور کن وسواس شیطان رجیم
لب گشوده قلت بسم الله الرحمن الرحیم
پس بگفت الحمدلله بر خداوند کریم
چون ستایش را به تو تنها روا داند علی
آنکه در دنیا بود رحمان خدای یوم دین
پادشه دانم ترا ای مالک ملک یقین
یاری میخواهم ز تو ایاک نعبد نستعین
اهدنا الصراط به معنا خدای عالمین
چون هدایت از تو خواهد دائما اهل زمین
رهنمای هر دو عالم چون ترا داند علی
میگشایم لب به بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد حقا ترا خواند علی
این بگفتا بر رکوع رفته امام لا فتی
زاده ی ملجم گرفته قبضه ی تیغ جفا
چون بلند از سجده اش شد رأس امام الاتقیا
تیغ کین را بر سر مولای دین زد از قفا
گشت منشق شیعیان فرق علی مرتضی
شیعیان قربان به سر زخم جفا دارد علی
جبریل در عالم معنا بگوید با فغان
خاک غم بر سر بریزید شیعیان ای شیعیان
کشته شد با تیغ کین امشب امام انس وجان
قد زهرا شد کمان از این مصیبت در جنان
شد یتیم امشب خدا اسلام وهم اسلامیان
با سر مجروح عبادت را بپا دارد علی
چرا امشب مسجد کوفه ساکت وآرام است وخاموش است
چرا امشب مسجد کوفه ساکت وآرام است وخاموش است
بپرسید از مسجد کوفه یار وغمخوار وسرور ماکو؟
مناجات وصوت جانسوز وخطبه ی گرم دلبر ما کو؟
امام ما ، پیشوای ما ، مقتدای ما ، رهبر ما
چرا امشب هر که را بینم با فغان وبا غم هم آغوش است
ندانستند امّت نادان قدر آن مولا حجّت داور
ولیّ الله یار پیغمبر مظهر عدل وفاتح خیبر
یتیمان را نور چشمان ودر همه اوقات باب وهم یاور
فغان وصد آه وواویلا عرش اعلی امشب سیه پوش است
کجا رفت آن نور قرآن ومعنی فهم وعقل واستدلال
سرافراز سرفرازان وشیر مرد کونبده ی اضلال
ملائک با سینه ی باز وشاد وآماده بهر استقبال
ندارم تاب چونکه مولا امشب پریشان حال است وبی هوش است
علی بود از بی کسی وبی یاوری با چاه محرم اسرار
پس از یک عمر رنج وبی تابی از ستمهای فرقه ی اشرار
کنون گردیده رها از غم شیر میدانها قائد احرار
امان از حال دل زینب کز غم بابا باربردوش است
امشب شب قدر است ویا شام قتل مولاست
امشب شب قدر است ویا شام قتل مولاست
هنگامه ی عظمی پیامت از رحیل مولا
محراب حق محروم از پیشوای دانا
صبرش به سر آمد زخلق آن ضمیر بینا
عازم به سوی خلد حق سرور احبّاست
عالم ندیده مثل او در مصاف وپیکار
شد زادگاهش کعبه آن مقتدای ابرار
قربانگهش محراب حق بر همه پدیدار
تنها علی دارای این جاه وقدر والاست
شمشیر تیزش کنده از میخ (وین) ستمها
لرزد ز نام یا علی تاج وتخت اعدا
مصداق قرآن کریم از لحاظ معنا
بهر ملاقات خدا حاضر ومهّیاست
بر فرق کون وکائنات ابر غم نشسته
نظم جهان گویا زهم قدرتش گسسته
قد همه اولادش از داغ او شکسته
امشب خداوند جهان سوگوار مولاست
کرده وصیت بر حسن کأی وصی بابا
بنما روا با قاتلم رأفت ومدارا
رفتم سپردم جمله را بر خدای یکتا
گاه وفای عهد با خالق تواناست
اصحاب ویاران جمله اند با فغان وزاری
محراب خالی گشته از باوفا سالاری
ارض وسما پیوسته اند گرم سوگواری
عرش برین در این عزا غرق شور وغوغاسات
یا علی کن دل شیعیان از کرم منجلی
آن ابردمرد ولایت که ید الله ست علی
سبب کون ومکان مطهر یکتاست علی
مادر دهر نداده پسری ثانی او
رونق چرخ وفلک عرش معلاست علی
خانه زادیکه در آن خانه حق کرد طلوع
به خدائی خدا هم ولی الله ست علی
آنکه بشکست بت وتبکده را کعبه نمود
خانه از پنجه ی پاکش که مصفاست علی
مظهر کل عجائب شده بر ارض وسما
ما سوا را ثمر ولنگر دنیاست علی
گر کلام الله حق آمده بردست رسول
کاتب جزوه وهر آیه ی الله ست علی
آن ولیّ که بیک عمر بهر نیمه ی شب
سروکارش به فقیران همه یکجاست علی
فخر این بس که خدا داد بر آن شوکت وقرب
که پسر عم نبی همسر زهراست علی
آن سعادت همه زین نخل امامت برخاست
یازده گو پسر پاکش که بدنیاست علی
رتبه ای را که برآن داده کریم یکتا
اسد الله وید الله ولی الله است علی
آنکه در دامن محراب عبادتگه حق
سر سپرد کرد به تیغ واسد الله ست علی
خضر وموسی ومسیحا وخلیل وداوود
جمله گویند که بر ما همه مولاست علی
یا علی یا علی یا علی یا علی
کن دل شیعیان از کرم منجلی
اهل سما دهد ندا قد قتل المرتضی
اهل سما دهد ندا قد قتل المرتضی (2)
از ناله های زینب وآه یتیمان
بیت الحزن شد خانه ی سالار خوبان
اهل زمین وآسمان در آه وفغان
سراسر کوفه شد شور قیامت به پا (2)
از شور جان سوز حسین چشمان گردون
ابر بهار است وبه گلش بو زده حسین
نالان دل هامون وسوزان قلب (حیجون)
شعله زده داغ علی بر دل ارض وسما (2)
کلثوم بآه وناله گوید آب وآب
دیدی فلک زد شعله بر جامک چنان تب
از داغ مولا مو پریشان گشته زینب
آنکه بود بعد نبی حجت اهل ولا (2)
شد کشته از شمشیر کین سردار خوبان
از تیغ بن مجلم اندر ذکر سبحان
آمد ندای قد قتل بر قلب کیوان
گشته شهید اشقیا شافع روز جزا (2)
جبریل گفتا این بیانات غم آور
شد لاله گون محراب ز خون فرق حیدر
بعد از پیمبر در جهان گردیده محشر
هستی خود کرده قدا بهر لقای خدا (2)