1421

عاشورا 1421 – سيد أمير الموسوي

سحرگاهان یاوران خدا مجمع شهدا عهد خون بستند

خدا را ای کاروان سالار نظر کن بر زینب مضطر

پس که آیینه توحید شکست – قاسم من قاسم من

چون که آن یار مهربان میرفت

أنا مظلوم حسين أنا محروم حسين -عربي

در عزای حسین آسمان سینه زد هم زمین ناله کرد

شب تاسوعاست – خون شد دل – ما اجر عزاداری

شب تاسوعاست امشب – هلال من که روشن کرد

السلام عليك يا أبا عبدالله جان بقربان تو ای عزیز بتول

لاله لاله دلم داغدار است کوچه کوچه شود سوگوار است

كربلاء صرخة باقية وتعيها أذن واعية - عربي

من زاده علی مرتضایم – والله إن قطعتموا يميني

إن ذكراك إذا هب النسيم واستقامت في دجى الليل النجوم -عربي

سقای حسین سید وسالار نیامد علمدار نیامد

ای عزادارن بشنوید اکنون قصه طفل – شب تاسوعاست

باز آید بر گوشم – جان ما قربان تو ای عزیز فاطمه

کربلا پر شد از عطر مدینه – پس که آیینه توحید شکست

اربعین

به یاد کربلا دلها غمین است دل وخون گریه کن چون اربعین است

لا تسلي عن هوى هذا الغريب + بر مشام جان + يا وجدا - عربي

حسین ای برترین خاک باز توحید شکوه نام تو بر فراز خورشید

بر حسین ویاورانش دشت ودریا گریه کردند با پیامبر در جنان

آمدی گوشه ویران چه عجب – ای پدر کاش به جای سر تو

آن سر انوری که بر سنان است – باز به عالم نگرم هر کجا شد بپا

به یاد کربلا دلها غمین است دل وخون گریه کن چون اربعین است

اربعین آمد وخون شهدا میجوشد

بیا ای اختر صبح رهایی – ای سر زمین کربلا یاد یارانی

اربعین آمده وباز این دل خسته + بار الها + سر تو بر نی

رمضان

علي يا علي بعلا علوك أعتلي- به طواف مهر تو هم چو من

Comments »

No comments yet.. تا اکنون نظری یا پیشنهادی در نظر گرفته نشده .. لا توجد تعليقات أو آراء لحد الآن

RSS feed for comments on this post. | TrackBack URI

لطفا نظرات یا پیشنهادات خود را در ذیل بنویسید. وجهت دریافت پاسخ نام وایمیلتان را نیز ثبت نمائید / الرجاء كتابة آرائكم، تعليقاتكم أو اقتراحاتكم أدناه مع ذكر البريد الإلكتروني من أجل الاستجابة لكم / Please Leave a comment below